السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)
120
البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)
جزيرة العرب و مخصوصا با تاريخ حجاز قبل از اسلام آشنا باشد ، نمىتواند باور كند كه سخنان و وحى به دست آمده از سرچشمهء ديگرى جز سرچشمهء ( 1 ) - غيب سرازير شده باشد . چه نيكو سخنى است ، آن چه دربارهء نهج البلاغه و سخنان امير مؤمنان ( ع ) گفته شده است كه : پايينتر از كلام خالق و بالاتر از كلام مخلوق است . اين است كه مىگوييم : تصديق نمودن امير مؤمنان ، معجزه بودن قرآن را با آن مقام ارجمندى كه او در بلاغت ، معارف و علوم دارد ، دليل و گواه حقى است بر اين كه قرآن جز وحى الهى و گفتار خدا چيز ديگرى نيست زيرا : اولا : تصديق نمودن امير مؤمنان در اثر جهل و بىاطلاعى نمىتواند باشد و قطعا از روى تخصص و كارشناسى است چون آن حضرت خلاق فصاحت و بلاغت است منبع و سرچشمهء تمام علوم اسلامى است و عالىترين نسخه و نمونهاى است در علوم و معرفت ، شخصيت فوقالعادهاى است كه دوست و دشمن بر نبوغ سرشار و مقام شامخ وى اعتراف دارند . و ثانيا : اين تصديق همانطوركه در اثر جهل و بىاطلاعى نبوده است ، يك تصديق ظاهرى و متكى بر اغراض مادى هم نيست زيرا كه امير مؤمنان جرثومهء تقوى و پرهيزگارى است . او مردى است كه از دنيا و از زر و زيورش چشم پوشيد و آنگاهكه با وى شرط نمودند كه با روش ابو بكر رفتار كند ، زعامت و رياست را زير پا نهاد و زير بار چنين شرطى نرفت . او همان كسى است كه با معاويه ظاهرسازى ننمود و براى تثبيت حكومت خويش ، حكومت ظالمانهء او را حتى براى چند روزى امضا نكرد ، چه آن كه از عواقب خطرناك اين كار با اطلاع بود . با اين سوابق درخشانى كه امير مؤمنان ( ع ) از آن برخوردار است ، به خوبى روشن مىگردد كه شهادت او بر اعجاز قرآن يك شهادت حقيقى است و شهادت از روى علم ، تخصص و تقوا است كه از ايمان كامل و عقيدهء راسخ او سرچشمه مىگيرد ، اين همان حقيقت انكارناپذيرى است كه جز آن نمىتواند باشد .